نظریه و نظریه سازی چیست؟

می­توان گفت که تحقیقات در راستای دو هدف عمده صورت می­گیرد:

  1. نظریه­ سازی
  2. نظریه ­آزمایی (خاکی، ۱۳۹۳).

نظریه­ سازی در زمانی اتفاق می­افتد که در زمینۀ پژوهش هنوز مطالعه­ای جدی صورت نگرفته، و زمانی به نظریه­آزمایی رجوع می­شود که نظریه در حوزۀ مربوطه شکل گرفته است و پژوهشگران می­خواهند داده­های تجربی لازم را جهت تقویت یا اصلاح آن نظریه پیدا کنند. پس در حالت اول (نظری ه­سازی) ماهیت اصلی تحقیق، یک مطالعۀ اکتشافی خواهد بود و نظریه در پایان یک تحقیق اکتشافی ظهور پیدا می­کند. در ادامه به این موضوع پرداخته می­شود، که نظریه چه ماهیتی دارد و نظریه­پردازی چگونه فعالیتی محسوب می­شود.

در طول تاریخ، دانشمندان همواره به صورت فیزیکی یا اجتماعی، به صورت محدود یا گسترده، با نظریه­پردازی سر و کار دارند. باران و دیویس (۲۰۱۲)، در کتاب خود به صورت خیلی ساده و گویا این مفهوم را از زبان ترنر (۱۹۸۱) شرح داده­اند:

«نظریه­ ها داستان­هایی درباره این هستند که چگونه و چرا وقایع اتفاق می­افتند…نظریه­ های علمی با این پیش­فرض شروع شدند: جهان، که شامل جهانی اجتماعی است، توسط انسان خلق شده و در آن، فرآیند­ها و مناسبات اساسی و بنیادی خاص خود وجود دارد و نظریه­ها، فراز و نشیب وقایع درون آن را در فرآیند­های مشخصی تشریح می­کند»

 

استراس و کربین، در کتاب خود تحت عنوان «مبانی پژوهش کیفی»، در چند جمله و مختصر، چیستی نظریه را بیان می­کنند. این متفکران منظور خودشان را از مفهوم نظریه به طور گویا شرح داده­اند:

«منظور ما از نظریه چیست؟ در نزد ما نظریه مجموعۀ مقوله­های پرورده است که به صورت منظم با جمله­های بیان­کننده ارتباط به یکدیگر متصل شده­اند تا چارچوب­ نظری­ای را شکل دهند که پدیده­های اجتماعی، روانشاختی، آموزشی، بهداشتی و مشابه این­ها را توضیح دهد. جملات بیان­کننده ارتباط به ما توضیح می­دهند یک رویداد به دست چه کس و چه چیز و در چه وقت، در کجا، چرا، چگونه، و با چه پیامد­هایی رخ داده است».

 

تقریباً همه مردم در طول زندگی خود خواهان یافتن پاسخی درباره چرایی ­های برخی از پدیده­های اجتماعی و فردی خود هستند. محققان نیز همیشه دنبال پاسخ­هایی درباره روشن­کردن نقاط تاریک چرایی­ها و چگونگی­های پدیده­ها بودند با این تفاوت که دانشمندان برای فهم سؤال­های خود، به صورت نظام­مند و منطقی با پدیده­ها درگیر می­شوند تا پاسخ­های محکمی را برای معماهای خود بیابند. در این راستا، مطالعه نظریه­ها پژوهشگران را قادر خواهد ساخت تا خود نیز به عرصه «نظریه­پردازی» قدم­ بگذارند و ضمن آشنایی با پاسخ­های پیشینیان در مورد پدیده­ها، بتوانند به صورت انتقادی، خلاقانه و نظام­مند، پاسخ­های جدید و حتی محکم­تری را برای فهم بهتر پدیده­های اجتماعی به جهان علمی عرضه کنند. استراوس و کربین، نکته­های مفیدی را در مورد فعالیت نظریه­پردازی یادآوری کرده­اند:

«پرورش نظریه فعالیت پیچیده­ای است. ما از تعبیر “نظریه­پردازی” برای اشاره به این فعالیت استفاده می­کنیم زیرا پروراندن نظریه یک فرآیند است؛ آن هم اغلب فرایندی طولانی. نظریه­پردازی نه تنها به معنای بارگرفتن فکر و شهودی کردن اندیشه­ها (مفهوم­ها) است، بلکه همچنین فرمول­بندی آن­ها را در درون یک طرح منطقی نظام­دار و تبیینی ایجاب می­نماید. نظریه­پردازی هرچقدر هم روشنگر یا حتی انقلابی باشد، پرورش یک فکر و تبدیل آن به نظریه ایجاب می­کند که آن فکر را کاملاً باز­شکافیم و از زاویه­ها و منظرهای بسیار مورد توجه قرار دهیم» (استراوس و کربین، ۱۳۹۴، ص ۴۳).

 

استراوس و کربین، درباره اهمیت ­تولید نظریه ذکر کرده­اند که «تولید نظریه، و نه فقط تولید یافته، در مورد پدیده­ها برای رشد رشتۀ علمی اهمیت دارد.» به طور مفصل­تر کریور (۲۰۰۲)، هدف از توسعه نظریه را بیان کرده است:

«هدف اصلی علم توسعه ­نظریه ­هایی است که الگوهایی را در حیطه ­ای از پدیده­ ها به نمایش می­گذارند. دانشمندان از نظریه­ ها برای کنترل، توصیف، طراحی، توضیح، کشف، سازماندهی و پیش­بینی مواردی که در حیطه آن نظریه می­گنجند، بهره می­گیرند. دانستن یک حیطه علمی نیازمند فهم نظریه­های آن است و بسیاری از دستاوردهای مهم علمی با پیامدهایی که برای ساختن، آزمودن و بازبینی کردن نظریه­های علمی داشته­اند، مورد ارزیابی قرار گرفته­اند. فهم نظریه­های علمی پیش­نیاز فهم علم است» (نقل از صمدی، ۱۳۸۷، ص ۱۱۶).

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*