کتاب نظریه های رسانه همراه با رویکردهای نوین

خوشحالم که کتاب تألیفی دومم با موفقیت  توسط انتشارات ادبیان روز چاپ شد (لینک کتاب). این کتاب همراه با استاد عزیزم دکتر سید مهدی شریفی (عضو هیئت علمی دانشگاه تهران) به انجام رسید و اتفاق خوبی که افتاد این بود این کتاب به عنوان منبع آزمون تخصصی دکتری مدیریت رسانه دانشگاه تهران اعلام گردید.

در ادامه خلاصه ای از کتاب را تقدیمتان می کنم تا متوجه شوید چه مسائلی مورد توجه این اثر علمی بوده است.

در گذشت زمان رسانه­ ها حضور خود را در زندگی فردی و اجتماعی انسان پررنگ ساخته ­اند تا جایی که در عصر حاضر بسیاری از اندیشمندان حوزه رسانه و ارتباطات اذعان دارند که بشر نه با رسانه ­ها بلکه درون آن زیست می­ کنند. نظریه­ های رسانه از ابعاد گوناگون در پی تبیین نسبت رسانه­ های گوناگون از جمله سنتی، مدرن و فرا­مدرن با زندگی بشر بوده است اما هنوز مفاهیم بسیاری باقی مانده ­اند که از قاب این نظریه­ ها به آن­ها نظر افکنده نشده است.

کتاب نظریه­ های رسانه (همراه با رویکردهای نوین) با طرح تصویری کلی از نظریه­ های پیشین در عرصه رسانه­ها بر آن است تا به توصیف و تببین مفاهیم جدیدی همچون هویت، معنویت، خانواده و دیگر مفاهیم از نقطه­ نظر تئوری­ های رسانه ­ای بپردازد.

این کتاب شامل دو بخش کلی است که هریک از این دو بخش حاوی چندین فصل می ­باشد. بخش اول با عنوان بنیان­ ها در کتاب ذکر شده است به طوری که فصول مربوطه در این بخش (چهار فصل اول) سعی کرده تا چارچوب اصلی مطالعات رسانه ­ای را برای خوانندگان ترسیم کند. اگرچه در مورد این مباحث منابع بسیاری به زبان فارسی وجود دارد، اما در این بخش تا حد امکان سعی شده تا از منابع به­روزتر استفاده گردد تا ابعاد جدیدی برای خوانندگان روشن گردد.

در بخش دوم (پنج فصل دوم) که نوآوری اصلی این کتاب محسوب می­ شود مباحث جدیدی در نظریه­های رسانه مطرح شده و ارتباطات رسانه ­ها با مفاهیمی همچون هویت، معنویت، ابعاد شخصی و فراشخصی ارتباطات کامپیوتر-واسطه، خانواده و تعاملات فرااجتماعی مورد کاوش قرار گرفته است. در ادامه به طور جزئی ­تر به محتوای هر یک از فصول اشاره می­ شود:

بخش اول: بنیان ­ها

فصل اول این کتاب به بنیان­ های مفهومی نظریه و نظریه ­پردازی پرداخته و همچنین انواع نظریه را از لحاظ تقسیم­ بندی­ های پارادایمی در مطالعات رسانه معرفی کرده است. سپس سعی شده تا مفهوم رسانه و ارتباطات در پایان این فصل مورد واکاوی قرار گیرد.

فصل دوم به معرفی اندیشمندان، رویکردها و مکاتب برجسته علوم رسانه و ارتباطات می ­پردازد. به بیانی دقیق ­تر، در این بخش نقاط عطف مطالعات رسانه­ ای ترسیم گردیده و برخی از مهم­ترین رویکردهای بنیادین در بررسی نظریه­ های رسانه مورد تشریح واقع شده است.

فصل سوم به طور مشخص نظریه ­های معروف و با سابقه مطالعات رسانه را معرفی می­ کند. این نظریه­ ها شامل موارد مهمی همچون نظریه مارشال مک­ لوهان، مطالعات کاشت، برجسته ­سازی، شکاف آگاهی و مارپیچ سکوت می­ شود.

فصل چهارم با نگاه ویژه ­ای که به مباحث انتقادی داشته، سعی کرده تا نگاه جداگانه ای به رویکردها و اندیشمندان انتقادی در خصوص مطالعات رسانه ­ای داشته باشد. در این میان می­ توان به نظریه مارکس، برخی از نئومارکسیست­ ها، مکتب فرانکفورت، دیدگاه اقتصاد سیاسی، مطالعات فرهنگی و فمینیستی اشاره نمود.

بخش دوم: رسانه و زندگی فردی و اجتماعی

در فصل اول خواهیم یافت که رسانه­ ها و محصولات آن تحت چه مکانیزم­ ها و شرایطی روی درک مخاطبان از خود و همچنین جهان اطراف تأثیر می­ گذارد. برای بررسی و درک چنین مسائلی نیاز شدیدی به علومی همچون روانشناسی اجتماعی،‌ علوم ارتباطات، جامعه­ شناسی و غیره احساس می­ شود که همین امر جذابیت این گونه پژوهش ­ها را برای محققان رسانه­ ای دوچندان کرده است.

فصل دوم اشاره به این حقیقت دارد که رسانه­ ها می ­توانند باعث شوند که ما آرزوهای والاتری برای رسیدن به سعادت داشته باشیم و در این مسیر رسانه­ ها می­ توانند تمام توانایی­ های ما را شکوفا کنند. رسانه­ ها به ما کمک می­ کنند که به فراتر از دنیای مادی کنونی سفر کنیم و «دایره تعلق خود» را گسترش دهیم تا از این طریق حالتی از انسانیتی را مشاهده کنیم که در آن از «تنوع و گوناگونی» قدردانی می­ شود، «زیبایی و شگفتی طبیعت» تحسین می­ شود، برای صلاح عمومی جامعه «ازخودگذشتی» می­ شود و در نهایت اینکه رسانه ­ها ما را قادر می ­سازند که «تجربیاتی متعالی» داشته باشیم.

فصل سوم به نظریه پردازش اطلاعات اجتماعی توجه دارد. این نظریه یکی از اولین مدل­ های نظری در حیطه ارتباطات میان­ فردی آنلاین بود که هدف از آن، شرح این بود که افراد و گروه ­ها چگونه از طریق ارتباطات الکترونیک متن-محور، احساسات و برداشت­ های ذهنی خود را شکل داده و ارتباطات میان­ فردی و عمیق خود را توسعه می­دهند. این مسائل با دقت هرچه تمام ­تر در این فصل مورد بررسی قرار گرفته ­اند.

فصل چهارم به تأثیرات رسانه بر خانواده پرداخته است. در ابتدا، در مورد الگوهای زندگی خانوادگی و نحوۀ مصرف تلویزیون با استناد به پژوهش­ های گوناگون، مباحثی مفید مطرح می­ گردد. همچنین نشان داده خواهد شد که تصاویر خانواده در رسانه­ ها چگونه به مخاطبان ارائه شده است و به عبارتی بهتر، خانواده به چه نحوی در رسانه ­ها برساخته شده ­اند. سپس مواردی در مورد اثرات رسانه­ ها به خصوص رسانه ­های جدید و دیجیتال روی خانواده مطرح خواهد شد. در نهایت با توجه به پژوهش­های صورت گرفته از سوی محققان داخلی، مطرح خواهد شد که در کشور ایران چگونه می­ توان برای کنترل اثرات رسانه به خصوص تلویزیون روی خانواده، کودکان و نوجوانان، در جنبه ­های گوناگون سیاست گذاری کرد.

فصل پنجم به مبحث تعاملات فرا اجتماعی در عصر رسانه ­ای توجه می­کند. در ابتدای این فصل می­­خوانیم که روابط انسان یکی از مهم­ترین بخش ­های زندگی او به شمار می ­رود. همانطور که روزمان را می­ گذرانیم، همواره قسمتی از ذهن ما مشغول روابط کاری، خانوادگی و دوستانه است که برخی از این افکار، باعث تحریک واکنش ­های احساسی در ما می­ شود. اما فراتر از روابطی که با یک سری از افراد به طور فیزیکی داریم، بخش قابل توجهی از روابط ما با کسانی است که شاید حتی یکبار هم آن­ها را ندیده­ایم؛ بلکه آن­ها تنها از طریق حضور در رسانه ­ها می­ شناسیم و به هر حال، این روابط نقش مهمی در زندگی اجتماعی ما دارد.

در کل می دانم که بحث های بسیار زیادی وجود دارد که این کتاب آن ها را پوشش نداده است، اما امیدوارم هر چند کم، این کتاب توانسته باشد باری را از روی دوش محققان علوم رسانه و ارتباطات کشور عزیزم ایران برداشته باشد.

 

 

جوابی بنویسید:

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی منتشر نخواهد شد.

*