چرا افراد پیام های رسانه ای را مصرف می کنند؟

در مطالعات حوزه رسانه و احساسات افراد، یکی از شیوه های نگاه این است که احساس افراد را همچون انگیزه ای می بینند که افراد از طریق آن به گزینش پیام های رسانه ای می پردازد.

سؤال اصلی در این حیطه آن است که: چرا مخاطبان سراغ پیام های رسانه ای می روند و علت انتخاب پیام های رسانه ای توسط افراد چیست؟

یکی از بهترین و کامل ترین جواب ها را به این سؤال که جوابی احساس – محور نیز هست، زیلمن (۱۹۸۸ و ۲۰۰۰) تحت عنوان نظریه مدیریت روحیه داده است. (mood management theory, Zillmann).

طبق تئوری زیلمن، مردم از رسانه به خاطر تعدیل حالات عاطفی خود استفاده می کنند. پیش فرض این نظریه آن است که افراد توسط تمایل به خوشی و لذت هدایت می شوند و برای همین نیز همواره سعی در تغییر حالات روحی منفی خود دارند و همچنین قصد نگهداری و طولانی کردن حالات مثبت روحی خود را دارند. به تبع این نظریه، مردم یا به صورت خودآگاه یا به صورت ناخودآگاه، با استفاده از هرگونه ارتباطاتی که در دسترس دارند، سعی در تعدیل تمام حالات روحی خود دارند.

زیملن، چهار خصوصیت پیام­های احساسی را معرفی کرده که باعث می شوند مردم این پیام ها را نیز مصرف کنند.

  1. توان تحریک کننده (Excitatory potential)
  2. توان جذب (Absorption potential)
  3. وابستگی معنایی (Semantic affinity)
  4. ارزش لذت (Hedonic valence)

طبق این تئوری اگر پیامی حالات منفی را در مخاطب تشدید کند، به احتمال زیاد او از آن پیام پرهیز خواهد کرد. پژوهش های زیادی نتایج این تئوری را تأیید کرده اند اما با این حال از طریق یکسری تناقض ها، این تئوری به چالش کشیده شده است. مانند اینکه پس چرا برخی از افراد فیلم های ترسناک یا گریه آور را می بینند؟ چرا که این تئوری می گوید انسان ها توسط خوشی و لذت هدایت می شوند.

برای همین نیز، انگیزه های دیگری مورد بررسی قرار گرفت. در این راستا، می توان به تئوری تنظیم روحیه (Mood adjustment theory) توسط نابلاچ (Knobloch, 2003) اشاره کرد. این تئوری می گوید که افراد وقتی فعالیتی را در آینده از خود انتظار دارند، به گونه ای از رسانه ها استفاده خواهند کرد که برای انجام آن فعالیت مساعدترین روحیه را به دست آورند. در یک کلام، با توجه به این نظریه، هدف از مصرف پیام های رسانه ای، بیشتر بهینه سازی در روحیه می باشد تا تنظیم روحیه!

می توان به پژوهش های دیگر نیز اشاره کرد. مثلا الیور (Oliver, 2008)، اشاره کرده است که انسان ها توسط لذت هدایت نمی شوند بلکه توسط سعادتمندی (Eudaimonia) که پایه های لذت را در یک بینش عمیق تری می بیند، هدایت می شوند. برای همین گاهی فیلم های گریه آور یا ترسناک را تماشا می کنند چرا که احساس رسیدن به یک سعادتی را خواهند کرد.

قابل ذکر است که این دسته از تحقیقات، نقش احساس را به صورت پیوسته و یک چیز منسجم یعنی (Mood) در نظر گرفته اند و کمتر به احساسی مجزا در فرآیند انتخاب پیام های رسانه ای نیز اشاره کرده اند. در این راستا می توان به تحقیقی در سال (۲۰۰۶) اشاره کرد که اثرات افسوس خوردن را در انتخاب پیام های رسانه ای بررسی کرده است. طبق نتایج این تحقیق، در تقابل با نتایج تحقیق زیلمن، مردمی که بارها در یک تجربه احساس افسوس کرده باشند به احتمال زیاد دنبال موضوعاتی خواهند رفت که به موضوعات افسوس ها آنان مربوط است.

در پایان باید اشاره کرد که با در نظر گرفتن احساسات مجزا در انتخاب پیام های رسانه ای، به درک عمیق تری از نحوه عمل این فرآیند دست پیدا خواهیم کرد.

 

توجه: استفاده از مطالب بالا فقط با ذکر منبع لینک دار، بلامانع می باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*