پیامدهای احساسی استفاده از رسانه ها

پیام­های رسانه ای به طور واضح قادر هستند که طیف وسیعی از احساسات انسان را تحریک کنند. شاید بیشترین پژوهش های انجام شده در این حوزه، مربوط به واکنش های وحشت کودکان به محتواهای ترسناک رسانه ای باشد. البته در این میان تفاوت های فردی (مانند تلقین، جنسیت) نیز در این فرآیند اثر به خصوصی دارد. این محتواهای رسانه ای ترسناک، می تواند باعث شود بچه ها کابوس ببینند، به طور مکرر افکار منفی سراغشان بیاید و یا اضطراب و استرس در آنها نهادینه شود.

دو نظریه وجود دارد که در سطحی کلی، واکنش های احساسی مخاطبان به محتوای رسانه را مورد بررسی قرار می دهد.

  1. نظریه انتقال هیجان (Excitation transfer theory)
  2. حساسیت زدایی (Desensitization)

در نظریه اول، تأکید روی نقش تحریک فیزیولوژیکی در تجارب احساسی می باشد. به این معنا که اگر به مخاطب به صورت فیزیولوژیکی تحریک شود، اثر احساسی بر او پایدارتر از حالتی خواهد بود که فقط از لحاظ شناختی تحریک شود. به عنوان مثال، بیننده در صحنه ای از فیلم می بیند که زنی برای نجات جانش از دست قاتلی می دود و نجات پیدا می کند. در این لحظه بیننده احساس آرامش بیشتری پیدا می کند نسبت به زمانی که آن زن را از همان ابتدا در فیلم در امنیت و آسایش می دیده است.

نظریه دوم، به تقلیل شدت تجارب احساسی اشاره دارد. طبق کارکرد این تئوری، می توان درمان هایی را برای رهایی از هراس ها (فوبیا) طراحی کرد. حساسیت زدایی رسانه ای ادعا می کند که تکرار پیام هایی که به طور بالقوه و به تنهایی اثر زیادی را از لحاظ فیزیولوژیکی و احساسی روی مخاطب می گذارد، باعث می شود که این پیام ها ظرفیت خودشان را برای تأثیرگذاری از دست بدهند. یک نگرانی عمده در این رابطه آن است که این تقلیل احساسی به دنیای واقعی راه پیدا کند و به عنوان مثال، رفتار خشونت آمیز و منفی را برای مردم عادی کند.

 

توجه: استفاده از مطالب بالا فقط با ذکر منبع لینک دار، بلامانع می باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*