بیوگرافی

زندگی شخصی

من افشین امیدی متولد شهر شیراز در تاریخ شانزدهم مرداد ماه سال ۱۳۷۱ هستم. پدرم اهل تبریز (مراغه) و مادرم اهل شیراز است. بزرگ شدن در خانواده ای نظامی (ارتش-نیروی هوایی) سختی ها و خوبی های خودش را داشت. یکی از خوبی های بزرگ آن، تجربه زندگی در شهرهای مختلف و آشنایی با مردم و فرهنگ های جدید بود. فکر می کنم این مورد تأثیر زیادی را روی اجتماعی تر شدن من داشت. به خاطر شغل پدرم، تا شش سالگی در شهر امیدیه خوزستان زندگی کردیم و از پنجم دبستان به بعد، زندگی خانوادگی من در شهر اصفهان رقم خورد. من فرزند ششم و آخری خانواده هستم و از این موضوع بسیار خرسندم چون به غیر از پدر و مادرم، همیشه از پنج تکیه گاه بزرگ در زندگی برخوردار بوده ام.

مسیر علمی من

دوران مدرسه

همانطور که قبل گفتم، به خاطر شرایط خانوادگی در اینجا هم تجربه تحصیل در مدارس خیلی زیادی را دارم. در کل دورانی که دانش آموز بودم، فکر می کنم من را به عنوان دانش آموزی بازیگوش اما درسخوان می شناختند. در کل دوران دانش آموزی، از لحاظ معدل همیشه بین ۳ نفر اول کلاس بودم. در دوره دبیرستان به رشته ریاضی فیزیک رفتم. یکی از بهترین تجربه هایی که داشتم، تحصیل در پیش دانشگاهی دولتی در اصفهان به نام هاشمی رفسنجانی بود که خاطرات بسیار خوبی را برایم رقم زد.

کارشناسی

در همان سال پیش دانشگاهی، خودم را برای کنکور سراسری سال ۱۳۸۹ آماده کردم. خوشبختانه توانستم در آن سال، در رشته مهندسی شهرسازی دوره روزانه دانشگاه یزد پذیرفته شوم و سفرهای علمی جدیدی را تجربه کنم. این رشته به من کمک کرد تا بتوانم نگاهی چند بُعدی در مسائل مختلف بدست آوردم چرا که در هر طرح و پروژه ­ای مجبور به در نظر گرفتن مسائل مختلف اجتماعی، اقتصادی، زیبایی­ شناسی و غیره در مسائل شهری بودیم. درس خواندن دوره لیسانس در دانشکده هنر و معماری یزد، تجربه منحصر به فردی بود که از این بابت خوشحال هستم. البته به اقتضای سنی که داشتم در دوره لیسانس آن طور که باید درس خوانی نداشتم اما با این حال توانستم در اواخر دوره لیسانس، مقاله­ ای علمی پژوهشی در یکی از مجلات معتبر داخلی (با نمایه ISC) به چاپ رسانم که این مسئله در آن دوران حتی در میان دانشجویان کارشناسی ارشد دانشکده هنر و معماری یزد بسیار نادر بود.

حیاط رسولیان، دانشکده هنر و معماری یزد (دوره لیسانس)

کارشناسی ارشد

اواخر دوره لیسانس به شدت در مورد آینده تحصیلی خودم فکر می­کردم تا بتوانم بهترین مسیر را انتخاب کنم. تحقیقات بسیار زیادی کردم و این شد که تصمیم گرفتم در رشته بی­ نظیر مدیریت رسانه، ادامه تحصیل بدهم. پس از گذشت دوره لیسانس، کمی قدر زمان را بیشتر فهمیده بودم برای همین با تمام توان در راه کنکور ارشد مدیریت رسانه قدم برداشتم. به یاری خدا تلاش­ هایم بی نتیجه نماند و در کنکور ارشد سال ۹۴ توانستم رتبه یک کشور را از میان ۴۰۹۳ نفر شرکت کننده، کسب کنم. به خاطر همین موضوع در همان ابتدای تحصیل، در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران به عنوان دانشجوی برگزیده از من تقدیر شد. این اتفاق خوب در کنار راهیابی به بهترین دانشکده مدیریت ایران، انرژی من را برای ادامه مسیر چندین برابر کرد.

دانشکده مدیریت دانشگاه تهران

قبل از ورود به دوره کارشناسی ارشد، زمان را از دست ندادم و از همان ابتدا به پژوهش در این رشته پرداختم و هر چقدر جلوتر رفتم فهمیدم راه بسیار طولانی در حوزه پژوهش و تحقیق در پیش دارم. راهی سخت که پیمودنش برایم شیرین تر از هر شیرینی است. تحقیقات اندکی که به لطف خدا و اساتیدم در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران انجام دادم باعث شد تا در سال ۱۳۹۵ مشمول عضویت در بنیاد ملی نخبگان شوم. یادگیری، جست و جوی علمی و پژوهش در رشته مدیریت رسانه برایم آنقدر لذت بخش است که همیشه با تمام وجود از خداوند ممنونم که من را در این مسیر قرار داد. به جرأت باید بگویم، که یکی از دلایل اصلی این علاقه زیادم، تجربه شاگردی اساتید بی نظیر، نخبه، جوان و پر انرژی مدیریت رسانه دانشکده مدیریت دانشگاه تهران است که همیشه با تمام وجود، دانشجویان را در این مسیر علمی راهنمایی می کنند. به نظر من استاد در پیشرفت دانشجو به خصوص در سطح تحصیلات تکمیلی، نقش بسیار پررنگی دارد. در همین راستا، اساتیدم در دانشکده مدیریت، به طور گوناگون فرصت هایی را بر رشد و پیشرفت سر راهم قرار دادند که در این میان می توانم، تجربه دستیاری برای آنان را در موارد گوناگون علمی مثال بزنم. مقطع کارشناسی ارشد، به نظر من مهم ترین مقطع تحصیلی است چرا که به طور جدی هویت حرفه ای و علمی دانشجو در این دوران شکل می گیرد و نقش بسیار تعیین کننده ای را در آینده علمی هر فرد دارد.

 

دیگر فعالیت های من:

ورزش: از کودکی تا به امروز افتخار شاگردی پدرم (سرهنگ فریدون امیدی) را در ورزش کونگ فو و یوگا داشته ام. ورزش در کنار پدر، انرژی روحی و جسمی من را همیشه در حالت بهینه قرار می دهد و دقیقا در جاهایی که از ورزش دور شدم، ضررهای زیادی کردم. قدیم ترم ها که جوان تر! بودم، در مسابقات مبارزه شرکت کردم و دو مدال برنز در سطح شهرستان و استان را در کارنامه ورزشی خودم دارم. هم اکنون که مشغله هایم بیش از پیش شده است، ورزش را حداقل برای سلامت عمومی خودم دنبال می کنم و در حد امکان سعی می کنم پیاده روی های طولانی داشته باشم.

موسیقی: از سال ۱۳۸۴ به شدت به ساز تنبک علاقمند شدم. در ابتدا کمی به کلاس های آموزشی رفتم اما طولی نکشید که آن را رها کردم. پس از مدتی، دوباره با تشویق خانواده به سمت آن برگشتم و معلم موسیقی خوبی که پیدا کردم (استاد علی هاشمی) باعث شد تا روزانه ساعت های زیادی را به تمرین بپردازم. پس از آن، نزدیک پنج سال، در کلاس استاد جعفر قاضی عسگر به یادگیری حرفه ای تنبک پرداختم و برای دوبار افتخار شرکت در کلاس خصوصی استاد نوید افقه را پیدا کردم. در سال دوم دوره لیسانس توانستم به عنوان تکنواز تنبک به جشنواره ملی موسیقی بیت و حیران شهرستان سردشت راه پیدا کنم. همچنین اجراهای خیلی زیادی را از جمله، در دانشگاه ها، سازمان های دولتی و خصوصی، انجمن های خیریه و غیره تجربه کردم.